کریمی – مادر

روضه ام روضه های یک کوچه است
کوچه ای سرد ، کوچه ای تاریک

کوچه ای سنگی و غبار آلود
بارها گفته ام خدا نکند

راه یاسی به لاله چین نخورد

بین این کوچه ها خدا نکند
که در این جا زنی زمین بخورد

یا سرش می خورد به دیوارش
یاکه از زخم سنگ می شکند

دستها هم اگر شود حائل
بین این راه تنگ می شکند

ولی ای وای بر سرم آمد
کوچه خالی ز رفت و آمد شد

چادر مادرم به دستم بود
که در آن کوچه راه ما سد شد

حاج محمود کریمی

راز تی وی ضمن سپاس به اطلاع می رساند که این صوت توسط آقای امید عزیز از اعضاء سایت آپلود گردیده است

ویدیو های پیشنهادی برای شما

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *